تاریخ : دوشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۳ Monday, 17 June , 2024

اطلاعیه ها

آسفالت منطقه پرتردد هشت بنگله به همت شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان مرکز پیوند استخوان در مکان بیمارستان قدیم راه اندازی میشود که با این اتفاق بیمارستان نور کلگه تبدیل به یک قطب درمانی در شمال شرق خوزستان خواهد شد، دانشکده ای که دو نماینده قبلی پیگیر آن بودند/پیش از انتخابات یک گروه به عنوان گروه خیرین یا جهادی وارد مسجدسلیمان شدند که از ما انتظار همکاری داشتند که با توجه به شرایط موجود و شائبه وابستگی به یکی از کاندیداها نمی توانستیم به دلیل منع دستگاههای دولتی در تبلیغات و استفاده از امکانات، در این رابطه همکاری داشته باشیم و همین باعث ناراحتی هایی از طرف نماینده کنونی شده است/ سرپرست جدید شبکه بهداشت و درمان مسجدسلیمان منصوب شد جلسه شورای اداری شهرستان مسجدسلیمان با حضور دکتر جباری برگزار شد 3 زیر پروژه تکمیل موزه نفت مسجدسلیمان در حال انجام می باشند احداث نیروگاه برق آبی جریانی با ظرفیت روزانه ۱۶۰۰ کیلو وات در شهرستان مسجدسلیمان نام ‌حکیم فرزانه حاج حسن آقا یادآور دنیایی از علم نبوغ است

2

گذری بر تاریخ اسلام و تشیع

  • کد خبر : 7765
  • ۰۶ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۷

راستا نیور/ قباد باقری : خلافت عثمان : عثمان در سال بیست و چهارم هجری به خلافت نشست . مردم نیز او را ذوالنورین لقب داده بودند ، زیرا با دو نفر از دختران حضرت محمد (ص) به نام های ( رقیه و ام کلثوم ) ازدواج کرده بود . عثمان در زمان خلافتش اشتباهات […]

راستا نیور/ قباد باقری : خلافت عثمان : عثمان در سال بیست و چهارم هجری به خلافت نشست . مردم نیز او را ذوالنورین لقب داده بودند ، زیرا با دو نفر از دختران حضرت محمد (ص) به نام های ( رقیه و ام کلثوم ) ازدواج کرده بود . عثمان در زمان خلافتش اشتباهات زیادی داشت و حتی انگشتر رسول خدا را که با آن قراردادها و معاهدات را مهر می کرد و مزین بنام ( محمد – رسول – الله ) بود نیز به چاه انداخت ، و از بعضی افراد خطاکار حمایت می کرد. مثلاً : عبدالله ابن سعد ابن سرح که زمانی کاتب وحی بود ، اما بعداً مشرک شده بود و حضرت پیغمبر (ص) خون او را حلال ساخته بود ، در خانه ی خود پناه داد و او را به جای عمرابن العاص در سال (27 هجری قمری ) به حکومت مصر منصوب کرد و متعاقب آن ابوذر غفاری را که از اصحاب خاص رسول خدا بود را تبعید کرد و خیلی از خطاهای دیگر . از این رو مردم مدینه از عملکرد عثمان شدیداً ناراضی شدند تا جایی که عایشه ( ام المومنین ) از وی انتقاد می کرد ، سرانجام مردم بر او شوریدند و در ( 18 ذی حجه سال 35 هجری قمری ) عثمان را به قتل رساندند.

پس از عثمان حضرت علی بن ابیطالب به خلافت رسید و از مردم بیعت گرفت ، در آن هنگام طلحه و زُبیر از امام علی (ع) درخواست پُست و مقام کردند ، اما حضرت درخواست آنان را اجابت نکرد ، آنان محرمانه نامه هایی به معاویه نوشتند و مخالفت خود را با امام علی(ع) اعلام کردند و متعاقب آن به ظاهر برای زیارت به مکه عزیمت نمودند و در آنجا از کینه ی عایشه نسبت به حضرت علی (ع) به نفع خود بهره برداری نموده و خون عثمان را بهانه ساخته و مردم مکه را بر علیه حضرت علی(ع) شوراندند، طلحه و زُبیر و عایشه با تدارک نیروهای رزمی ، سپاهی گرد آوردند و به سوی عراق حرکت کردند.

از طرفی امام علی(ع) نیز با هفت صدتن از سپاهیان خود ، از مدینه به سوی کوفه رهسپار گردید و در بصره ، در محلی بنام ذی قار ( که سابقاً در زمان خسرو پرویز بین سال های « 604 و 610 میلادی » در آنجا جنگی میان ایرانیان و بنی شیبان روی داده بود ، فرود آمد و در آن محل عده ی دیگری با حسن بن علی(ع) و یاسر به ایشان پیوستند. دیری نپایید که طلحه و زُبیر و عایشه نیز به آنجا آمدند و در ( جمادی آلاخر سال 36 هجری قمری ) جنگ سختی روی داد که به شکست طلحه و زُبیر انجامید و چون عایشه در کجاوه و بر شتری سوار بود ، آن جنگ را جمل نامیدند.

اصحاب جمل پس از شکست از امام علی(ع) و کشته شدن طلحه و زبیر به شام نزد معاویه رفتند و پس از آن جنگ « صفین » بین امام علی(ع) و معاویه اتفاق افتاد ، در این جنگ حدود هزار تن از یاران پیغمبر(ص) در سپاه امام علی(ع) می جنگیدند. پس از دوماه متارکه ( در صفر سال 37 هجری قمری ) با تدبیر و خُدعِه و نیرنگ عمروبن عاص ، دستور داد تا پاره هایی از قرآن را بر سر نیزه کردند و گفتند ما هر دو مسلمانیم و باید حکم قرآن را اجرا کنیم  و با این حیله و نیرنگ مردم ساده دل دست از جنگ کشیدند.

کار به داوری کشیده شد ، شامیان عمروبن عاص را که مردی حیله گر و سیاس بود به وکالت برگزیدند و از سوی علویان ویاران امام علی(ع) و بر خلاف میل باطنی حضرتش ، ابوموسی اشعری را که مردی ساده اندیش و مختصر عداوتی هم با امام علی(ع) داشت را به حکمیت انتخاب کردند.

سرانجام عمروبن عاص، با حیله و نیرنگ ابوموسی را فریب داد و اعلام داشت مسلمانان از سوی معاویه و علی(ع) مضطرب و آشفته شده اند و صَلاح در آن است که هر دو را از امارت برکنار کنیم ، با پیشنهاد عمروبن عاص ، ابوموسی بر مِنبر رفت و گفت ای مردم ، من علی(ع) را از خلافت و امارت برکنار می کنم ، سپس عمروبن عاص بر منبر رفت و گفت: ای مردم شنیدید وکیل و نماینده علی(ع) او را از خلافت عزل کرد، من هم علی(ع) را خلع می کنم ، ولی معاویه را به خلافت تثبیت می کنم.

نتیجه ی این داوری ، اساس اختلاف بین مسلمانان را به وجود آورد . معاویه پس از بازگشت به شام ، مالک اشتر را که امام علی(ع) به حکومت مصر گسیل داشته بود، او را با حیله مسموم و به قتل رسانید. همچنین بر اثر تحریکات معاویه ،در شهرهای عراق قتل و غارت بالا گرفت و امنیت در گُستره ی اسلام رخت بر بست، امام علی(ع) سعی بر متقاعد نمودن مردم مبنی بر جنگ با معاویه نمود ، اما موفق نشد و پس از آن بود که واقعه ی شوم شهادت امام علی(ع) نیز اتفاق افتاد.

پس از شهادت امام علی(ع) ، امام حسن(ع) نیز از سوی شیعیان به خلافت منصوب گردید و شیعیان کوفه با وی بیعت کردند. امام حسن(ع) چون به خلافت برگزیده شد ، لشکری به سرداری (قیس بن سعد انصاری ) که شمار آنها به دوازده هزار نفر می رسید ، را به جنگ معاویه فرستاد و خود به ( تیسفون ـ مدائن ـ کسری ) رفت و معاویه نیز نزدیک موصل اردو زد. اما هنوز جنگی اتفاق نیفتاده بود که در لشکر امام حسن(ع) اعلام کردند که قیس بن سعد کشته شده ، با این اتفاق مردم حتی سراپرده ی امام حسن(ع) را غارت کردند،‌حتی خود امام را هم مضروب نمودند. با این توصیف جنگ با معاویه به صلاح نبود که در نهایت امام حسن(ع) ناگزیر به مذاکره و صلح گردید.

از آن پس بود که معاویه ،‌خون عثمان را بهانه قرار داد و امام علی(ع) را مسئول آن معرفی می کرد و با وجود قرارداد صلحی که با امام حسن(ع) بسته بود ، دستور داد تا امام علی را بر مِنبر دُشنام دهند و او را از کُنیه ی ( ابوتُراب ) که پیغمبر(ص) به حضرتش نسبت داده بود سلب نمایند و هواخواهان امام علی(ع) را به سختی تنبیه و یا به قتل می رساندند.

مسعودی آماری از علویانی که توسط بنی امیه کشته شده بودند را نیز در کتاب خود توضیح داده است. پس از معاویه پسرش یزید در سال (60-64 هجری قمری) به خلافت رسید در آن هنگام چهارتن از بزرگان اسلام از جمله امام حسین (ع) , عبدالله بن عمر , عبدالرحمن ابن ابوبکر و عبدالله پسرزبیر با یزید بیعت نکردند.

از سویی مردم کوفه که بیشتر شیعه و از پیروان امام علی (ع) بودند به امام حسین نامه نوشتند و از ایشان دعوت کردند که به کوفه بروند . امام حسین (ع) نخست مسلم ابن عقیل را به کوفه گسیل داشت تا اوضاع را بررسی و زمینه را هموار سازد . از طرفی عبیدالله با نیرنگ و حیله , مسلم و حامی او ((هانی ابن عروه )) را به شهادت رسانید , امام حسین (ع) که به واسطه ی قول و قرار اهل کوفه به همراه اعضای خانواده به سوی آن شهر رهسپار گشت . چون نزدیک کوفه رسید , ((حربن ریاحی)) با سپاهی از سوی عبیدالله فرزند زیاد راه را بر امام بست , اما چون حقانیت و مظلومیت امام حسین (ع) را دریافت , خود به حضرتش پیوست و متعاقب آن عمر ابن سعد که با سپاهی به قصد حکومت (ری) می رفت از سوی عبیدالله ماموریت یافت تا امام حسین (ع) و یارانش را سرکوب کند . از طرفی امام چون نفاق و عهد شکنی کوفیان را دیده بود , تن به قضای الهی داد و مرگ با شرافت را بر زندگانی به ذلت ترجیح داد و با 72 تن از یاران و نزدیکانش در نزدیکی بابل باستان و در کنار رود فرات و در (( دهم محرم سال 61 هجری)) به شهادت رسیدند.

خلافت عبداله ابن زبیر و …:

بعد از شهادت حسین ابن علی (ع) , عبداله ابن زبیر که در مکه بود , به قصد خلافت , از واقعه ی کربلا سود جسته و مردم را به مخالفت با بنی امیه  شوراند . عمر ابن سعد حاکم مدینه  سپاهی به فرماندهی عمر بن زبیر برادر عبدالله که از هواداران بنی امیه بود به جنگ با برادرش فرستاد , اما او موفق به دستگیری عبدالله نشد و عبدالله او را گرفته و زندانی کرد.

مردم مدینه پس از اطلاع از فساد بیش از حد یزید , بر ضد او قیام کردند و عبدالله بن حنظله ی انصاری را به حکومت برگزیدند و متعاقب آن یزید ابن معاویه لشکری را به فرماندهی مسلم ابن عقبه برای سرکوبی مردم مدینه در تاریخ «26 ذیحجه سال 63 هجری »  گسیل داشت که در نتیجه مردم مدینه شکست خوردند و عبداله ابن حنظله نیز کشته شد . آنگاه مسلم ابن عقبه ضمن قتل و غارت , مردم را مجبور به اطاعت از یزید کرده سپس دستور داد تا امام زین العابدین (ع) را به نزد او آوردند , مسلم بر خلاف انتظار , امام را گرامی داشت و مورد احترام قرار داد و به فرمان او علی ابن حسین (ع) را با احترام به خانه اش بردند . مسلم ابن عقبه که قصد داشت تا به جنگ با عبدالله ابن زبیر در مکه برود , اما پیش از رسیدن به مکه درگذشت و بعد از آن بود که خانه کعبه آتش گرفت و در همان حول و هوش یزید نیز فوت کرد و حصین ابن نمیر سکونی که به جای مسلم ابن عقبه در تاریخ (ربیع الاول سال 64 هجری) به مکه لشکر کشیده بود , دست از محاصره برداشت .

بعد از مرگ یزید پسرش معاویه ی دوم به مدت 40 روز خلافت کرد و پس از او بنی امیه , مروان ابن حکم را به خلافت برگزیدند و متعاقب آن بود که عبدالله ابن زبیر دعوی خلافت کرد و عراق را به وسیله ی برادرش مصعب ابن زبیر به تصرف در آورد و حکومت او بر حجاز 9 سال طول کشید تا این که عبدالملک بجای پدرش مروان در شام خلافت را به دست گرفت و حجاج ابن یوسف ثقفی حاکم عراق را به جنگ عبدالله روانه کرد . حجاج ( اول ذیقعده سال 72 هجری) مکه را به منجنیق بست و آن را ویران کرد و عبداله ابن زبیر نیز کشته شد .

توابین :

در زمان خلافت مروان مردم کوفه که از او و عبداله ابن زبیر دل خوشی نداشتند و از شهادت امام حسین (ع) اندوهگین بودند و از رفتار خود نسبت به حسین ابن علی (ع) و نماینده اش مسلم ابن عقیل نادم گشته و توبه نموده بودند خود را «توابین» خواندند و به رهبری سلیمان بن صر́د خزاعی به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کردند . سلیمان و بزرگان کوفه ضمن اعلان بیعت با امام سجاد (ع) , خواستار خلع مروان از خلافت شدند و در سال (65 هجری) حدود 1000 نفر از آنها در محلی بنام عین الورده گرد آمدند و به خونخواهی حسین بن علی (ع) قیام کردند و در نبردی که بین عبداله ابن زیاد و سلیمان بن صرد در گرفت ، سلیمان کشته شد و شورش کوفیان در سال (65 هجری) فروکش کرد.

قیام مختار :

بعد از شکست قیام توابین ,  مختار ابن ابو عبید ثقفی , پیروان حسین ابن علی (ع) را در کوفه گرد آورد و در سال (66 هجری) به خونخواهی آن حضرت برخاست . آنگاه قاتلان و عاملانی را که در شهادت امام حسین (ع) و یارانش شرکت داشتند دستگیر و همه را به هلاکت رسانید از جمله شمرابن سعد را کشته و سرش را برای امام سجاد(ع) به مدینه فرستاد , سپس عبیدالله ابن زیاد را در نبردی واقع در ساحل رود زاب شکست داده او را بکشت و سرش را به قصر الاماره کوفه , همان جایی که سر امام حسین(ع) را برای ابن زیاد آورده بودند، فرستاد .

مختار نخست مردم را به امامت امام زین العابدین (ع) که در مدینه زندگی می کرد فرا خواند , اما آن حضرت بنا به مصلحتی به وی توجه نداشت و همین امر باعث گشت تا عبداله ابن زبیر که بر مکه و مدینه حکومت می کرد , معترض امام سجاد(ع) نگردید . امام نامه هایی را که از سوی مختار خطاب به حضرتش می رسید , بی پاسخ گذاشت . از این رو مختار مردم را به امامت محمد ابن حنفیه پسر حضرت علی ابن ابیطالب (ع) دعوت کرد .

مختار به واسطه ی دعوت به خاندان پیامبر اسلام (ص) ، قدرت روز افزونی بدست آورده بود ، از این جهت مردم به وی روی می آوردند. در زمان بنی امیه ، مسلمانان غیر عرب را ( موالی ) می گفتند و حدود بیست هزار ایرانی در کوفه که مرکز خلافت امام علی(ع) بود، اقامت داشتند. مختار از موالی دلجویی می کرد، و آنها را که دردوره ی بنی امیه مورد جور و ستم قرار گرفته بودند ، به آنان هویت داد و پیرامون خود گرد آورد. زیرا پیش از آن ، عمال بنی امیه که تعصب عربی زیادی داشتند ، نسبت به موالی ( غیرعرب ) با دید حقارت می نگریستندند و اهانت می کردند ، حتی افراد موالی را پیاده به جنگ می فرستادند و از غنایم جنگی هم محروم و بهره ای نداشتند ، زیرا بنی امیه به واسطه ی عصبیت و خشونت و قساوت و حس کوچک پنداری (عجم)  و برتری نژاد عرب ، مسلمانان دیگر را ( موالی و بندگان خویش می خواندند ) و این نام تحقیر آمیز بر ایرانیان بسیار ناگوار واقع گردید و یکی از عوامل عمده ، عصیان و شورش آنان گردیده بود و از زوایای همین نگاه، موالی حق سوار شدن بر اسب و استر را نداشتند. اما برعکس، مختار موالی را بر مرکب نشاند و آنها را از غنایم جنگی بهره مند نمود ، از این رو آنان مختار را یاری نمودند، به طوری که عده ی موالی در سپاه مختار چند برابر عرب ها بود.

گویند، اردوی ابراهیم پسر مالک اشتر یکی از یاران مختار غالباً ( ایرانی ) بودند و همین امر ، موجب وحشت و نفرت اعراب از مختار گردیده بود ، زیرا بزرگان کوفه معتقد شده بودند که مختار موالی مسلمان غیر عرب را ، با آنان برابر کرده و بر اسب و استر نشانده است ، از این جهت مختار را رها کرده و به عبدالله ابن زُبیر پیوستند.

متعاقب آن بود که مختار به شمال عراق لشکر کشید و موصل را به تصرف در آورد . در این قیام «ایرانیان» مختار را یاری کردند و حتی عده ی ایرانیان چند برابر عرب ها بود. عبدالله ابن زبیر که در مکه قدرتی را به دست آورده بود, برادرش مصعب را با سپاهی به کوفه اعزام داشت و مختار را در سال (68 هجری) شکست داده و در محلی به نام مذار در منطقه میسان میان واسط و بصره او را به قتل رسانید. از لشکریان مختار قریب 7000 تن اسیر شدند که بیشتر آنها ایرانی بودند و همگی را معصب از دم تیغ گذرانید.

از آن پس بود که جهان اسلام مخصوصا شیعیان و ارادتمندان خاندان امام علی (ع) بخاطر ظلم ستیزی , آزادگی و مظلومیت امام حسین (ع) و پاسداشت بزرگ مرد جهان تشیع , آن سلاله ی پاک پیامبر گرامی اسلام (ص) , فرزند فاطمه (س) و حیدر در ماه محرم خصوصا دهه ی اول و روز عاشورا را پیروان خاندان عصمت و طهارت در سوگ این اختر تابناک آسمان ولایت و امامت به عزا می نشینند و به همه ی کفر و الحاد اعلان می دارند که تا تاریخ هست نام حسین (ع) و نهضت عاشورا چون برگ زرینی بر تارک آن خواهد درخشید.

فهرست منابع :

  • دو قرن سکوت ، دکتر عبدالحسین زرین کوب.
  • تاریخ شیعه و فرقه های اسلام ، دکتر محمد جواد مشکور ، ص 24

 

 

لینک کوتاه : https://rastakhouzestan.ir/?p=7765

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.